به گزارش سراج24،در ابتدای این نشست؛ معاون شورای آتلانتیک با طرح این نکته که هدایت جلسه با دریاسالار "جان دابلیو میلر" خواهد بود؛ گفت:موضوع بحث امروز ما درباره توانمندی های جاری و آتی موشکی ایران است. این موضوع بسیار مهم است. خود من در این حوزه فعال بوده ام چرا که بر برنامه بازنگری در توان موشکی در دولت باراک اوباما نظارت می کردم که عمده تمرکز آن بر توان موشکی اروپا بود اما درعین حال، تمرکز بسیار زیادی بر توان موشکی فعلی و آتی ایران نیز وجود داشت. لازم است ارزیابی جامعی از این مساله وجود داشته باشد.
باید دید آیا ارزیابی قبلی دولت اوباما درباره توان موشکی ایران هنوز هم سودمند است یا باید به فکر ارزیابی جدید از این مسئله بود و براساس آن، توصیه های جدیدی به دولت آتی آمریکا ارائه کرد که تا چند ماه دیگر در مسند امور قرار می گیرد و ممکن است با ارزیابی های به روز و مبتنی بر واقعیت های میدانی درباره توانمندی موشکی ایران، رویکردی متفاوت را در پیش بگیرد.بنابراین می بینیم که این موضوع بسیار مهم است.
به نظر می رسد تغییری در سیاست موشکی ایران رخ داده است بطوریکه از تمرکز بر ساخت موشکهای دوربرد در گذشته که زمانی هم در کانون توجه دولت جرج بوش رئیس جمهور سابق آمریکا بود به سمت ساخت موشکهایی با دقت بیشتر رفته است. ساخت چنین موشکهایی میتواند سیاستهای ایالات متحده را در این زمینه پیچیدهتر کند زیرا ایران میتواند از این موشکهای دقیقتر ، اهدافی را در حوزه خلیج (فارس) و سرمایههایی با ارزش بالا هدف قرار بدهد. با توجه به این توان موشکی ایران، پرسشهای بسیار جدی مطرح می شود مبنی بر این که ایالات متحده چگونه میتواند با کشورهای عربی حوزه خلیج (فارس) همکاری کند تا با این چالشها مقابله شود بویژه برای تقویت توان پدافند موشکی کشورهای عربی در حوزه خلیج (فارس) اقدام شود و این توانمندی موشکی کشورهای مذکور، یکپارچه شود. شاید در حالحاضر، نیل به این هدف بسیار دستنیافتنی به نظر بیاید.
●دریاسالار "میلر"در ادامه این نشست اظهار داشت: سوالات زیادی درباره توان موشکی ایران مطرح است. یکی از پرسشهای مطرح این است که افزایش توان موشکی ایران چه خطراتی برای ایالات متحده و شرکای منطقهای آن به همراه دارد؟ باعنایت به شهرت بدی که برنامه موشکی ایران دارد، شرکای ما در منطقه باید چه کار کنند؟ باتوجه به پیشرفتهایی که شرکای ما در منطقه داشته اند یا فقدان پیشرفتهایی که در منطقه درباره توان موشکی این شرکایمان مطرح است، چه کارهایی باید انجام شود؟ چه توصیههایی در این خصوص مطرح است؟
"خلیل زاد” در پاسخ گفت: درخصوص مسائل و پرسشهایی که مطرح کردید میخواهم به چهار نکته اشاره کنم.
یکی از نکات مطرح این است که برنامه موشکی ایران بخشی از نگرانی بزرگتری است که در عرصه جهانی درباره اشاعه (موشکی) داریم. در عصر جدید، اشاعه تسلیحات کشتار جمعی و موشکها در زمره بالاترین اولویتها در زمینه دغدغههای مطرح در حوزه امنیت ملی ایالات متحده قرار دارد. باان که با ایران به توافقی دست یافتهایم و در بازه زمانی مدنظر در این توافق (برجام)، محدودیتهایی درباره برنامه هستهای ایران اعمال میشود که بسیار نگران کننده بوده است، اما برنامه موشکی ایران تحت تاثیر این توافق هستهای قرار ندارد. در ارزیابیهای اخیر گفته میشود نوعی تغییر در برنامه موشکی ایران رخ داده است بطوریکه دقت موشکهای ایران افزایش مییابد و بار انفجاری آنها تغییر میکند و کنترل آنها نیز بهتر شده است و درنتیجه موشکهای ایران از نظر موشکهای میانبرد، مرگبارتر شده است.
باوجود این، نمیتوان بعید دانست که بار دیگر تمرکز ایران در برنامه موشکی تغییر کند.درنتیجه، ممکن است برنامه موشکی ایران در گذر زمان، تهدیدی برای خود ایالات متحده و متحدانش در اروپا و دیگر مناطق جهان باشد. ایران در حوزه ماهوارهها نیز فعال است. ایران میتواند از دانش و تجربهای که از آزمایشهای موشکیاش به دست میآورد برای ساخت موشکهای بالستیک قارهپیما بهره بگیرد. ارزیابیهای دستگاههای اطلاعاتی آمریکا نیز ظاهرا ناظر بر این سخن است که ممکن است تا یک دهه دیگر ایران درباره ساخت موشکهای بالستیک قاره پیما تصمیم گیری کند. 10 سال از نظر برنامه ریزی برای آینده جهان و برنامه ریزی نظامی، زمان طولانی به شمار نمیرود. بنابراین میبینیم که برنامه موشکی ایران از بعد جهانی، چنین مشکلاتی را به همراه دارد. درنهایت هم این خطر موشکی در بلندمدت میتواند متوجه خود آمریکا باشد. فعلا باتوجه به توان موشکی ایران، تمرکز بر تاثیرات این توان موشکی در منطقه است.
نکته دوم این است که برنامه موشکی ایران بخشی از تحولات ناخوشایند در منطقه است که بر منافع ایالات متحده تاثیر میگذارد. این منطقه در وضعی قرار دارد که برخی از فوریترین مسایل مطرح در حوزه امنیت ملی ایالات متحده در آن رخ داده است. در عراق و سوریه شاهد جنگهای منطقهای هستیم. این جنگها سبب شده است تروریسم تقویت شود که مشکلی جهانی به شمار میرود و برای همه ما تهدید به شمار میرود. ایران نیز در بیثباتی و منازعه ای که در منطقه در جریان است، نقش مستقیم دارد. در مجموع، تلاشهای ایران برای این منظور این است که به قدرت غالب منطقهای تبدیل شود.
استفاده بسیار موثر ایران از عناصر وابسته به صورت جنگ نیابتی نیز یکی دیگر از ابزارهایی است که ایران از آن بهره میگیرد. ایران از توان سایبری نیز به صورت ابزار دیگری بهره میگیرد. اتفاقهای رخ داده در عرصه سایبری، شبیه جنگهای چریکی در بستر سایبری است. ایران نیز اخیرا به اجرای برنامههایی روی آوردهاست که ازطریق آنها بتواند تهدیدی نامتقارن برای دشمنانش بوجود بیاورد و در آینده نیز شاید بخواهد از این حربه برای منازعهها بهره بگیرد.
نکته سوم به چالش محدودتری مربوط است که درباره توان موشکی ایران مطرح است. وقتی جنگ اول خلیج (فارس) شروع شد من در وزارت دفاع حضور داشتم. منظورم جنگ ایران و عراق است. در آن زمان، عراق با موشکهایش شهرهای ایران را هدف حملاتش قرار داد و درنتیجه ایران هم به این سمت سوق پیدا کرد که موشکهای خودش را بسازد و همین کار را هم انجام داد. ایران در مقطعی با استفاده از قابلیتهای ابتدایی خودش این کار را انجام داد. درنتیجه، صدام در حملات به شهرهای ایران تجدیدنظر کرد و برای مدتی حملات به شهرها و جنگ شهرها به حال تعلیق درآمد. در طول زمان هم، ایران به این جمع بندی رسید که داشتن تسلیحات هستهای و برنامه موشکی که بتوان با آن،جنگ افزارهای هستهای را شلیک کرد، ضروری است.
به نظر من، این درس مهمی است که ایران از جنگ خلیج (فارس) یا همان جنگ ایران و عراق گرفت. پس از جنگ های منطقهای، بسیاری از کشورها از این جنگ ها درس گرفتند. ما نیز از این جنگ درس گرفتیم. کشورهای دیگری ازقبیل هند و ایران و کشورهای دیگر نیز از این جنگ درس گرفتند. به گونه ای تعجب آور، جمع بندی بسیاری از این کشورها آن بوده است که اگر میخواهند به سرنوشتی همانند عراق مبتلا نشوند باید تسلیحات هستهای و توان موشکی داشته باشند. تبلور علاقهمندی ایران به داشتن تسلیحات هستهای، برنامه هستهای این کشور بوده که برای مدت چندین سال ادامه داشتهاست. توافق هستهای، محدودیتهایی برای برنامه هستهای ایران بوجود آورده اما برنامه موشکی این کشور همچنان ادامه داشته است. تعداد موشکهای ایران و برد آنها به صورت چشمگیری افزایش یافته است. اما این موشکها، عمدتا به عنوان تسلیحاتی برای ایجاد رعب و وحشت و بازدارندگی و هدف قراردادن اهداف بزرگ، ارزشمند هستند زیرا این موشکها غیردقیق هستند. این موشکها برای هدف قراردادن اهداف کوچک و محدود نظامی سودمند نیستند که از آنها محافظت هم میشود. اما به نظر میرسد که این روند در ایران به تدریج در حال تغییر است.
"خلیل زاد"در بخش دیگری از اظهاراتش گفت: ایران در تلاش است موشکهایی با دقت بیشتر بسازد. ایران میخواهد برد موشکهایش را نیز افزایش بدهد و به دو هزار کیلومتر برساند. ساخت چنین موشکهایی سبب میشود ایران امکان عمل بیشتری درمقایسه با موشکهای فعلیاش داشته باشد. این امر، پاسخها به توان موشکی ایران را پیچیده تر می کند و سبب میشود طرفهای مقابل برای دفاع از خودشان درمقابل این موشکهای ایرانی، بیشتر تلاش کنند. تلاشهای زیادی در سطح منطقهای به دست ما انجام شده است. به هرحال، باید این توان پدافند موشکی نیز با شرایط جدید منطبق شود. نوعی کنش و واکنش در جریان است. با افزایش تعداد موشکهای ایران و ارتقای دقت آنها ، تلاشهای لازم برای دفاع درمقابل این موشکها نیز باید ارتقا پیدا کند.
نکته چهارمی که میخواهم به آن اشاره کنم این است که برای استقرار ثبات در منطقه، انجام دادن چند کار لازم است. باید به جنگهای داخلی در منطقه پایان داده شود. باید میان قدرتهای اصلی منطقه نوعی توازن قدرت بوجود بیاید. باید از شکلگیری قدرت برتر در منطقه جلوگیری شود. آمریکا باید در نقش متوازنکننده نهایی قدرتها در منطقه ظاهر شود. باید به سمت پذیرش متقابل بازیگران منطقهای حرکت شود، طوری که فرقههای مختلف در منطقه، یکدیگر را بپذیرند و سه قدرت اصلی منطقهای یعنی ایران و ترکیه و عربستان سعودی، یکدیگر را به صورت متقابل بپذیرند. باید نوعی سازوکار منطقهای ایجاد شود تا ثبات برقرار شود. درهرصورت باید به چالش توان موشکی کشورهای منطقه ای توجه داشت. باید از فرصتها به منظور اعتمادسازی و ساز وکارهای توام با همکاری استفاده کرد. باتوجه به اینکه اخیرا از سفر به منطقه بازگشتهام باید بگویم که چشم انداز رسیدن به چنین ساز وکار توام با همکاری در منطقه، در حال حاضر، محدود است.
واقعیت این است که در حال حاضر، منطقه به سمت قطبی شدن بیشتر و شاید منازعه های گستردهتر حرکت میکند. باید مشخص شود که در خصوص توانمندیهای موشکی ایران در کجا قرار داریم و اینکه این برنامه موشکی در آینده نزدیک به چه سمتی می رود. منظورم از آینده نزدیک، بازه زمانی پنج تا ده سال است و این برنامه چه چالشهایی را مطرح میکند. تلاشهای زیادی درزمینه پدافند موشکی در منطقه انجام شده است. البته یکپارچه کردن توان پدافند موشکی کشورهای منطقه (درمقابل ایران) هنوز هم مشکل است. نکته امیدوارکننده در این میان آن است که رهبران منطقهای و سران آمریکا متوجه شده اند که لازم است در این زمینه کارهایی انجام شود. رسیدن به این شناخت ضروری است اما کافی نیست.
●دریاسالار "میلر "در ادامه گفت: ایران از عمال خودش هم در دریا و هم در خشکی و هم در عرصه سایبری استفاده میکند. میتوان در این خصوص بیشتر صحبت کرد و این که این رویکردها چه ارتباطی با برنامه موشکی ایران دارد. یکی از مسائل در منطقه، یکپارچه کردن برنامه موشکی کشورهای منطقه است. در ادامه میخواهم این سوال را مطرح کنم که ایران از نظر افزایش دقت موشکهایش به کجا رسیده است؟ موشکهای ایران تا چه اندازه پیشرفته هستند؟ هر از چندی، ایران موشکهایی را آزمایش میکند که گفته می شود ناقض قطعنامه ها است. به هرحال، سوال این است که ایران در زمینه موشکی به کجا رسیده است؟ برنامه موشکی ایران تا چه حد پیشرفت کرده است؟ برای کاستن از سرعت پیشرفت برنامه موشکی ایران چه کارهایی میتوان انجام داد؟
"مایکل المن"در پاسخ گفت: من از مدتها قبل، برنامه موشکی ایران را دنبال کردهام. نکته نخست که باید مدنظر داشت که دستکم تا یک دهه دیگر، صحبت ما همچنان درباره موشکهای متعارف ایران خواهد بود و نه موشکهای مجهز به توان هستهای. این نکته بسیار مهم است. موشکهای بالستیک درصورتی میتوانند تسلیحاتی موثر باشند که به اندازه کافی دقیق باشند و راهبردی برای استقرار آنها وجود داشته باشد و توانمندیها و محدودیتهای این موشکها درک شود. فکر نمیکنم این موشکها بتواند سیر امور را کاملا تغییر بدهد. اما اگر این موشکهای بالستیک به تسلیحات هستهای مجهز شوند، داستان متفاوت خواهد بود. همانطور که عرض کردم از سالها قبل برنامه موشکی ایران را دنبال کرده ام.
سال گذشته پروژه کوچکی را شروع کردم که هدف از آن، بررسی تغییر و تکامل در دکترین موشکی یا راهبرد موشکی ایران است. در گذشته توان موشکی (برای ایران)، ابزاری به منظور بازدارندگی دشمنان و رقبا در منطقه و وادار کردن آنها به انجام دادن کارهایی با تهدید به حملات به شهرهای آنها بوده است.این هم درسی است که ایران از جنگ ایران و عراق و عملیات طوفان صحرا گرفته است. عملیات طوفان صحرا زمانی انجام شد که صدام با حملات موشکی به اسرائیل و کشورهای عربی حوزه خلیج (فارس) به دنبال ایجاد دردسر جدی بود. ایران این درس را گرفته و نهادینه کرده و از آن دست نکشیده است.
ایران همچنان درباره توانایی موشکی اش به منظور بازدارندگی سخن میگوید و اعلام میکند این توان موشکی برای مقاصد تدافعی است. البته برداشت آنها در زبان فارسی از مفهوم بازدارندگی ابهام زیادی دارد(باکنایه). میتوان درباره این مسئله سخن گفت.
ایران پس از جنگ توانست با کمک کره شمالی که موشک و موتورهای موشک را در اختیار تهران قرار داد، به سرعت برنامه موشکیاش را گسترش داد تا بتواند اهدافی با برد دو هزار کیلومتر را نیز تهدید کند. به بیان دیگر، ایران با این موشکها میتواند اهدافی را هدف قرار بدهد که بیشترین عامل نگرانی برای ایران است یعنی اهداف متعلق به آمریکا در خلیج (فارس) و اسرائیل و پایگاههای هوایی ترکیه که میتوان از آنها در صورت تهاجم به ایران استفاده کرد. درنتیجه، این موشکها در سه دهه گذشته، پاسخگوی نیازهای ایران بوده است.
اما ایران با مشاهده قدرت نظامی پیش از عملیات طوفان صحرا (زمان حمله به کویت) و مشاهده قدرت نظامی برای عملیات آزادی عراق (حمله به عراق در سال2003)، به جمع بندیهای متفاوتی رسید و متوجه شد که ارتش مهاجم نباید فقط به دنبال ایجاد هراس در خاک طرف مقابل باشد. براساس همین نگرش بود که ایران در اواخر دهه 1990 به دنبال بررسی راههایی رفت که براساس آن بتواند از این موشکهایش برای اقدامات نظامی نیز استفاده کند. از آن زمان بود که ایران ساخت سامانههای موشکی کوتاه برد را شروع کرد. ایران از راکتهای دوربرد استفاده کرد تا آنها را به موشکهایی تبدیل کند و این کار را با اضافه کردن سامانههای هدایت کننده و کنترلکننده انجام داد. ایران از پانزده سال پیش فعالیتها در این زمینه را شروع کرده و به تدریج، ظرفیتی برای ساخت موشکهای کوتاه برد یعنی با برد دویست کیلومتر و کمتر بوجود آورده است. ایران برای این منظور از تکنیکهایی استفاده کردهاست که شبیه موشکهای کوتاه برد آمریکا و روسیه است.
ایران به پیشرفتهای خوبی هم در این زمینه دست یافتهاست. اما هنوز هم ایران نمی تواند به خواستههایی دست پیدا کند که خواهان آن بودهاست. برای روشن شدن مسئله میخواهم مثالی را ذکر کنم. برای اینکه موشکی بتواند سرجنگی به وزن یک تن را حمل کند ، باید بتواند در فاصله پنجاه متری از هدفش اصابت کند تا آن را منهدم کند. البته انهدام هدف نیز به استحکام هدف نیز بستگی دارد به طوری که اگر هدف موشک، اصابت به تجمع انسانی باشد، فاصله 70 متری نیز میتواند نتیجه لازم را داشته باشد اما برای اهداف استحکام یافته باید فاصله نقطه اصابت موشک به هدف اصلی، بیست متر باشد.
بنابراین، موشک باید در شعاع بسیار نزدیکی از هدف به زمین اصابت کند تا نتیجه بخش باشد. موشک اسکاد در 50 درصد موارد در فاصله یک کیلومتری هدف اصلی به زمین اصابت می کند. بنابراین، باید تعداد زیادی از موشکهای اسکاد شلیک شود تا بتواند به هدف اصابت کند. ایران با موشک فتح 110، دقت اصابت به اهدافش را افزایش داده و فاصله نقطه اصابت موشک به هدف را کاهش داده است.
درحال حاضر، این موشک در وضعی مانند موشکهای اسکاد قرار دارد. نتایج آزمایش این موشک و رزمایشی که در سال 2012 میلادی انجام شد همین نکته را نشان می دهد. البته از آن تاریخ، ایران احتمالا به پیشرفتهایی در این زمینه دست یافته است. ایران برای اینکه در این زمینه به پیشرفتهای لازم دست پیدا کند دست کم پنج سال یا حتی بیش از آن، به زمان نیاز دارد. نکته مهمتر این است که ایران باید این موشکهای جدید را آزمایش کند. ایران باید هرسال دهها موشک آزمایش کند. اما سرعت آزمایشهای موشکی ایران در حال حاضر، به اندازهای نیست که مطابق تعداد آزمایشهای لازم برای این منظور باشد.
ایران سال گذشته از موشکی به نام موشک عماد رونمایی کرد که در زبان فارسی به معنای ستون است. این موشک اساسا از نوع موشکهای هدایت شونده شهاب3 است که برد آن یک 1600 کیلومتر است. به نظر میرسد موشک عماد، دارای کلاهک جنگی و قابلیت مانور است و میتواند در زمان فرود برای اصابت به هدف، جهت حرکت خود را تغییر دهد. فناوری به کارگرفته شده در ساخت موشک عماد با فناوری استفاده شده در ساخت موشک فتح110 بسیار متفاوت است.
ایالات متحده پانزده تا بیست سال تلاش کرد تا بتواند به فناوری مشابهی دست پیدا کند. چین هنوز در تلاش است درباره موشکهای DF21 به چنین توانایی دست پیداکند. چین به دنبال آن است که موشکهایش بتواند اهداف سخت تر را نیز هدف قرار بدهد و به دنبال سوارکردن این نوع موشک ها روی ناوهای هواپیمابر است. بنابراین میبینیم که چنین پیشرفتهایی، یک شبه رخ نمیدهد. به نظر من، این کار دستکم یک دهه طول میکشد مگر اینکه ایران در این زمینه از کمک خارجی چین و روسیه بهرهمند باشد.
باز هم، نکته مهمتر در این زمینه آن است که ایران بتواند هر ماه چند آزمایش موشکی انجام بدهد. در حال حاضر ایران هر سال به طور میانگین بین چهار و نیم تا پنج موشک با برد سیصد کیلومتر را آزمایش میکند. ایران در دوازده ماه گذشته همین تعداد موشک را آزمایش کرده است. ایران از سال 2000 میلادی تقریبا هر سال این تعداد موشک را آزمایش کرده است. البته در طول شانزده سال گذشته، ایران دو سال نیز به طور استثناء هیچ موشکی آزمایش نکرد. محدودیت دیگر این است که ایران چه تعداد موشک از نوع موشکهای اسکاد، نودانگ یا موشکهای نوع شهاب در زرادخانه موشکیاش دارد؟ آیا ایران قادر است این موشکها را کاملا در داخل تولید کند یا اینکه هنوز باید به دریافت موتور این موشکها از کره شمالی متکی باشد؟ کره شمالی نیز این موتورها را از روسیه دریافت میکند. اگر ایران فقط یکصد فروند از موشکهای شهاب3 داشته باشد و بخواهد همه آنها را برای ساخت موشکهای پیشرفته تر آزمایش کند، چه وضعی پیش می اید؟ این همان وضع بغرنجی است که ایران با آن مواجه است. همین محدودیتها سبب کند شدن روند پیشرفت ایران می شود مگر اینکه ایران سامانههای موشکی جدیدی بسازد که بتواند با آن هاازمایش کند. به نظر من، مهمترین کاری که ما باید در حال حاضر انجام بدهیم این است که تحرکات موشکی ایران را زیرنظر داشته باشیم و اجازه ندهیم روسیه و چین به ایران در این زمینه کمک کنند. باید منتظر ماند و دید که آیا ایران میتواند در استفاده از این فناوری به تبحر برسد یا خیر. به هرحال، رسیدن به چنین توانی، زمان میبرد.
●دریاسالار "میلر"پرسید که ایران علاوه بر روسیه و چین از چه کشورهای دیگری میتواند کمک بگیرد تا از این کمکها در برنامه موشکیاش استفاده کند؟
"مایکل المن" در پاسخ اظهار داشت: ایران میتواند برای این منظور به سراغ پاکستان هم برود که سامانههایی دارد و این سامانههای موشکی نیز درواقع، سامانههایی چینی هستند. ایران میتواند ساخت این موشکها را بررسی کند و با کپی برداری از فناوریهای به کار گرفته شده در ساخت این موشکها، از این فناوری در ساخت موشکهایش و آزمایش این موشکها استفاده کند. این کار میتواند زمان رسیدن ایران به توان موشکی را در زمینههای دیگری کوتاهتر کند که من نگران آن هستم. در این میان باید به نکته دیگری هم توجه داشت.
علاوه بر خود موشکها، باید به توانمندیها و فناوریهای توانمندسازی هم توجه داشت که برای ساخت موشک لازم است و باید به صورت موازی با توان موشکی، ایجاد شود. برخی از این فناوریها عبارتند از دستیابی به فناوریهای لازم برای زدن قراردادن هدف، ارزیابی میزان خسارتهای بمبها و سامانههای مخابراتی و امثال آن. بنابراین باید نوعی ساختار برای توان موشکی ایجاد کرد و فقط خود موشکها کافی نیستند. ایران چند فروند UAV (هواپیمای بدون سرنشین) ساخته است که قادر به عملیات شناسایی هستند. البته مشخص نیست که این هواپیماها قادر هستند در سرزمینهای دشمن به عملیات شناسایی اقدام کنند یا خیر. فکر میکنم این کار دشوار باشد. البته اگر قرار باشد از این فناوریها به صورتی نتیجهبخش استفاده شود بویژه وقتی قرار باشد نیروهایی را هدف قرار بدهیم که در امتداد مرزها در حال تجمع کردن و بسیج شدن هستند باید ظرفیت شناسایی داشته باشیم تا اینکه فهرستی از اهداف تدوین شود و این اطلاعات به واحد موشکی انتقال پیدا کند و سپس، اهداف مدنظر هدف شلیک موشک قرار بگیرد و بعدا هم کارهای پیگیری انجام شود تا میزان خسارتهای وارد به هدف، ارزیابی شود. با همه این اوصاف، میبینیم که فقط خود موشکها مطرح نیستند بلکه باید سامانهای بوجود بیاید. انجام دادن این کارها دشوار و زمان بر است اما باتوجه به وجود فناوری هواپیماهای بدون سرنشین، شاید ایران بتواند بر این محدودیتها فائق بیاید و خودش به ساخت این توانمندیها مبادرت کند.
●دریاسالار "میلر"در ادامه سوال کرد: یکی از انتقادهایی که غالبا مطرح میشود این است که برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) به موضوع موشکی ایران نپرداخته است. توافق هستهای، برنامه موشکی ایران را محدود نمیکند. با این اوصاف، آیا می توان انتظار داشت که ایران فعالیتهایش را در زمینه موشکهای بالستیک افزایش بدهد؟ در این خصوص، چه کار می توان کرد؟ سازمان ملل متحد چه کار میتوان بکند؟ ایالات متحده چه کار میتواند انجام بدهد؟ از منظر منع اشاعه، چه رویکردی میتوان برای این منظور مدنظر داشت؟
"کلسی داوین پورت" در پاسخ گفت:برداشتهای نادرست زیادی درباره برنامه موشکی ایران وجود دارد که باید اصلاح شود و متوجه شد که برنامه موشکی ایران به چه سمت و سویی می رود. درخصوص این پرسش که آیا آزمایشهای موشکی ایران و فعالیتهای این کشور در زمینه موشکهای بالستیک بیشتر خواهد شد باید بگویم که لازم است به گذشته نگاه کنیم و اینکه با محدودیتهای سازمان ملل متحد درباره برنامه موشکیاش در یک دهه گذشته چه کار کرده است. در سال 2006 میلادی، شورای امنیت سازمان ملل متحد تحریمهایی علیه ایران اعمال کرد و براساس این تحریمها، واردات برخی فناوریها را که به توسعه برنامه موشکهای بالستیک ایران مرتبط باشد، به این کشور ممنوع کرد.
این اقدامات بخشی از تلاشهای گستردهتر برای سوق دادن ایران به سمت میز مذاکرات درباره برنامه هستهای اش بود. من با این سخن مخالف هستم که وارد کردن مسائل مربوط به تسلیحات متعارف ایران در مذاکرات هستهای سبب پیچیده شدن اوضاع میشد. اما در هرصورت، متاسفانه این تصمیم گرفته شده بود و حالا نمیتوان کار چندانی در این خصوص انجام داد و باید به فکر آینده بود و اینکه در مسیر پیش روی چه کار میتوانیم انجام بدهیم. ایران به محدودیتهای اعمال شده درباره برنامه موشکیاش که ابتدا در سال دو هزار و شش اعمال شد و سپس محدودیتهای شدیدتری براساس قطعنامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل متحد در سال 2010 میلادی اعلام شد و براساس آن، آزمایش موشکهای بالستیک در این کشور ممنوع شد، ایران هرگز به این محدودیتها به عنوان موانعی در مسیر توسعه برنامه موشکیاش نگاه نکرده است.
ایران هرگز به این محدودیتها به چشم اقدامات قانونی ننگریسته است. سرعت توسعه برنامه موشکی ایران پیش از اعمال این محدودیتها و پس از آن، تقریبا یکی بوده است به استثنای دوره زمانی کوتاهی که ایران درگیر مذاکرات درباره متن توافق هستهای بود. بنابراین، شاهد آن خواهیم بود که میزان آزمایشهای موشکی ایران همچنان همانند گذشته ادامه پیدا کند زیرا ایران هرگز به تحریمها یا محدودیتها به چشم اقداماتی قانونی ننگریسته است. براساس قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل متحد که در ژانویه دو هزار و شانزده تصویب شد و در تایید برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) بود، تحریمها درباره برنامه موشکهای بالستیک ایران همچنان به قوت خود باقی مانده است و ایران از واردات فناوریهای حساس و دارای کاربرد دوگانه یا صادرات آنها منع شده است.
البته زبان این قطعنامه درباره آزمایش موشکی ایران، نرمتر شده است و درنتیجه، فضایی بوجود آورده است که براساس آن، گروه پنج بعلاوه یک که با ایران مذاکره کرده اند میتوانند بگویند که ایران به قطعنامه پایبند نیست و از سوی دیگر ایران میتواند بگوید به روح قطعنامه پایبند است. علت این مسئله نیز تغییر واژگان مطرح در این خصوص است. در این قطعنامه جدید از ایران خواسته شده است تا موشکهای بالستیک را آزمایش نکند که برای استفاده در شلیک تسلیحات هستهای طراحی شده باشند. این زبان قطعنامه نرمتر از قطعنامه 1929 است که در آن گفته شده بود ایران باید از آزمایش هرگونه موشکی خودداری کند که قادر به حمل تسلیحات هستهای است. از زمان قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل متحد، ایران موشکهایی را ازمایش کرده است که قادر هستند کلاهک هستهای حمل کنند و در نتیجه ایران از آستانه بار انفجاری پانصد کیلوگرم با برد سیصد کیلومتر، عدول کرده است. اما ایران میگوید این موشکها برای حمل تسلیحات هستهای طراحی نشده اند و درنتیجه نقض قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل متحد نیست.
بنابراین میبینیم که نوعی ابهام از زبان این قطعنامه به دست میآید و در گزارش دبیرکل سازمان ملل متحد در ماه ژوئیه نیز همین نکته منعکس شده است. در این گزارش باید ارزیابی دبیرکل سازمان ملل متحد از نحوه اجرای توافق هستهای اعلام می شد. دبیرکل در بخش جمعبندی گزارش خود گفته است که آزمایشهای موشکی ایران اقدامی ناراحت کننده است و سبب بی ثبات شدن اوضاع می شود و به اجرای توافق هستهای کمک نمی کند اما درعین حال، نگفته است که این آزمایشهای موشکی، نقض قطعنامه بوده است. با توجه به این ابهام و بی توجهی ایران به محدودیتهای قبلی درباره آزمایشهای موشکی اش، شاهد آن خواهیم بود که ایران به آزمایشهای موشکیاش ادامه بدهد و بکوشد تحریمها را دور بزند و موادی را وارد کند که میتوان از آن برای برنامه موشکهای بالستیک استفاده کرد.
●دریاسالار "میلر" گفت:در این میان باید به برنامه فضایی ایران نیز توجه داشت. هیچ کشوری نبوده است که به توان فضایی دست پیدا کند اما نخواهد از این توان فضایی در زمینه موشکهای بالستیک قارهپیما استفاده کند. همین مساله درباره ایران نیز صادق است. البته عده ای میگویند هیچ نشانهای وجود ندارد دال بر اینکه ایران میخواهد به سمت ساخت موشکهای بالستیک قارهپیما برود. سوال مطرح این است که آیا برنامه فضایی ایران، واقعا برنامه ای فضایی بوده و ایران واقعا علاقهمند است در حوزه فضا فعالیت داشته باشد یا همانطور که بسیاری می گویند، این برنامه فضایی، پوششی برای کارهای دیگر ایران است؟
"مایکل المن" در پاسخ گفت:پاسخ به این سوال شبیه پاسخ به این پرسش است که برنامه هستهای ایران چه وضعی دارد و آیا همانطور که ایران می گوید غیرنظامی است. باید توجه داشت که ایران این رویکرد را از دیرباز دنبال کرده که راهبرد حفظ گزینه ها را داشته است به این معنا که گزینه ها را برای خودش بازنگاه می دارد تا کارهایی را که می خواهد انجام بدهد. درباره برنامه فضایی ایران باید بگویم بله ، این سخن درست است که ایران واقعا علاقه مند است برنامه فضایی داشته باشد. ایران به برنامه فضایی به چشم نماد قدرت خودش در عرصه فناوری نگاه می کند. کره شمالی نیز به اقداماتی مشابه این مبادرت می کند تا قدرت نمایی کند و غرور ملی خودش را نشان بدهد و اینکه بگوید یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان است!
اگر به ساختار برنامه فضایی ایران نگاه کنیم متوجه می شویم که ظاهرا این برنامه بر حوزه فضایی متمرکز است. در یک و نیم سال گذشته، ایران بخشهایی از برنامه فضایی خودش را از مراکز نظامی خارج کرده است. بازهم می گویم که همه این برنامه فضایی از مراکز نظامی ایران خارج نشده و فقط بخشی از این برنامه از مراکز نظامی خارج شده است. هنوز هم این مراکز خارج از تاسیسات نظامی ایران از مراکز نظامی این کشور موتور و تقویت کننده و تجهیزات لازم دیگر را تامین می کنند زیرا این مراکز نظامی، چنین تجهیزاتی در اختیار دارند. درباره این سوال که آیا ایران می تواند از برنامه فضایی اش برای ساخت برنامه موشکهای بالستیک قاره پیما استفاده کند یا خیر، باید گفت تاوقتیکه ایران از موتور موشکهایی از نوع اسکاد یا نودانگ استفاده می کند، هر موشک بالستیک قاره پیمایی که ساخته شود، بسیار بزرگ خواهد بود.
اگر به موشکهای بالستیک قاره پیمای اخیر کره شمالی نگاه کرده باشید، می بینید که این موشکها بزرگ هستند و ایستا هستند و قدرت مانور زیادی ندارند و شاید حتی قابل حمل و نقل باشند و سرهم کردن قطعات آن، چند هفته به طول می انجامد. پرکردن مخزن سوخت این موشکها نیز زمان می برد. باتوجه به اینکه ایران عمق استراتژیک فوق العاده ای دارد ، استقرار این موشکها به گونه ای نتیجه بخش، دشوار است.به نظر خود من، ممکن است ایران برنامه فضایی اش را به گونه ای دنبال کند که بخواهد گزینه بهره برداری از برنامه فضایی را برای برنامه ساخت موشکهای بالستیک قاره پیما، برای خودش بازنگاه دارد. باتوجه به اینکه ایران در آینده نزدیک نمی خواهد تسلیحات هسته ای بسازد، این کشور ده تا پانزده سال زمان دارد که بخواهد به چنین ظرفیت و توانی دست پیداکند.
به نظر من، تنها دلیل توجیهی، برای داشتن برنامه موشکهای بالستیک قاره پیما این است که سلاح هسته ای وجود داشته باشد. بنابراین این دو مولفه باید به صورت موازی در کنار هم باشند تا به نتیجه منجر شوند.
در این میان می خواهم به نکته دیگری هم اشاره کنم. اینکه هیچکس تاکنون پرتاب کننده ماهواره را به پرتاب کننده موشکهای بالستیک تبدیل نکرده است،دلیل دارد. دلیل این مسئله ، الزامات عملیاتی است. موشکها باید آماده باشند تا هرگاه در بیست و چهارساعت شبانه روز لازم شد، شلیک شوند و این قابلیت شلیک موشکها باید در همه شرایط آب و هوایی و درمواجهه با هرنوع محدودیتهای زیست محیطی باشد. اما درباره پرتاب کننده ماهواره، فقط زمانی می توان از این تجهیزات استفاده کرد که آمادگی لازم وجود داشته باشد. عواملی ازقبیل اعتبار این سکوها نیز مطرح است. آزمایشهای لازم برای سکوهای پرتاب کننده ماهواره نیز متفاوت از پرتابگرهای موشکی است.
پرتاب کننده های موشکی برای استفاده های نظامی، از نظر فنی، بهینه نیستند. موتورهای مورداستفاده از این پرتابگرها متفاوت است. ایران تاکنون کاری که انجام داده این بوده است که پرتابگرهایش را ارتقاء دهد تا بتواند ماهواره هایش را در مدار قرار بدهد. ایران می تواند در مسیر ادامه کار، مطالب بیشتری یاد بگیرد و از این آموخته ها برای برنامه موشکهای بالستیک قاره پیما استفاده کند. ممکن است ایران در ادامه کارش، بتواند به فناوری هایی دست پیدا کند که قابلیت استفاده در تجهیزات مربوط به موشکهای بالستیک قاره پیما را داشته باشد. کره شمالی نیز در این مسیر حرکت کرده است. کره شمالی توانسته است موتورهای بزرگ موسودانگ را در آزمایش اخیرش استفاده کند.
این نشانه ها نگران کننده است. این نوع موتورها از موتورهایی هستند که می توان از آن در ساخت موشکهای بالستیک قاره پیما استفاده کرد. هدف قراردادن چنین موشکهایی دشوار است. به هرحال، باید آزمایشهایی انجام شود تا اعتبار و پایایی این سامانه ها سنجیده شود و این کار زمان بر است و چهار تا پنج سال آزمایش نیاز دارد. برای کشوری همانند ایران شاید این زمان از پنج سال هم بیشتر باشد. فقط مقامات ایران می توانند بگویند که به سمت چه هدفی حرکت می کنندو آیا قادر خواهند بود این کار را انجام بدهند یا خیر.
"داوین پورت" هم در ادامه گفت: من نیز با نکاتی که مطرح شد موافق هستم و فقط می خواهم از زاویهای به این مسئله نگاه کنم که کمی تفاوت دارد. باعنایت به اینکه ایران در گذشته، خودش را به ممنوعیت آزمایشهای موشکی مقید نکرده است و تحریمها درباره برنامه موشکهای بالستیک ایران نیز نتوانسته است مانع از اقدامات این کشور شود، اگر ایران بخواهد برنامه موشکهای بالستیک قارهپیما را دنبال کند، چرا نباید گامهای لازم در این زمینه را بردارد؟ ایران قبلا نیز قطعنامه ها را نقض کرده و نشان داده است که به قطعنامه جدید سازمان ملل متحد نیز درباره آزمایشهای موشکیاش، احترام چندانی قایل نیست.
با این اوصاف، چرا نباید ایران بخواهد این روند را ادامه بدهد؟ برداشته شدن تحریمها به ایران این امکان را میدهد تا به واردات فناوریهایی مبادرت کند که میتواند از آن برای برنامه موشکهای بالستیک قارهپیمای خودش استفاده کند. این تحریمها در اکتبر 2023 میلادی برداشته خواهد شد اما اگر ایران گامهایی را برای همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی درخصوص شفاف سازی درباره برنامه هستهای اش بردارد، ممکن است در زمانی بسیار زودتر از آن، این تحریمها برداشته شود. اگر آژانس بین المللی انرژی اتمی به این جمعبندی برسد که برنامه هستهای ایران صلح آمیز است و هیچ انحرافی درباره مواد هستهای رخ نداده است، ممکن است تحریمهای مذکور نیز زودتر برداشته شوند.
ایران گامهای زیادی برداشته است تا این روند را پیش ببرد و اگر بخواهد، احتمالا میتواند در مدت سه سال به این هدف برسد (ساخت موشکهای بالستیک قارهپیما) اما فعلا در این زمینه، عجله نمیکند. اگر ایران بخواهد برد این موشکها را افزایش بدهد و به سمت موشکهای بالستیک قارهپیما برود آنهم زمانی که محدودیتها برداشته شود، چرا حالا نخواهد گامهای اولیه را در این زمینه بردارد؟ وقتی به سخنان مقامات دولت حسن روحانی گوش می کنیم و اینکه آنها خواهان ساخت موشکهایی با برد کمتر از دو هزار کیلومتر هستند، میتوان گفت که ایران فعلا علاقه چندانی برای حرکت در مسیر فوق ندارد.
"خلیلزاد" هم بعد سخنان مشاور ارشد موسسه مطالعات راهبردی و بین المللی و همچنین مدیر بخش سیاستهای منع اشاعه در انجمن کنترل تسلیحات در آمریکا؛ اظهار داشت: اما باید توجه داشت که اگر خواست ایران تبدیل شدن به قدرت غالب منطقهای باشد، این رویکرد سبب میشود که ایران، بلندپروازی هایش را برای ساخت موشکهای بالستیک قارهپیما کنار نگذارد. فعالیتهای ایران در حوزه فضا و در زمینه ارتقای توانمندیهای منطقه ایاش که مرتبط با ساخت موشکهایی با برد بیشتر است، برای همین منظور است. بنابراین برنامه فضایی و برنامه موشکهای بالستیک قارهپیما، با هم منافات ندارند و حرکت در یکی از این دو مسیر به معنای کنار گذاشتن مسیر دیگر نیست.
"داوین پورت" در پاسخ گفت:بله همین طور است. دقیقا به همین علت است که میگویم نباید به وضع کنونی راضی باشیم. باید به حوزه هایی بیندیشیم که سبب پشتیبانی از تحریمهای موجود فعلی میشود و باید به فکر زمان پس از برداشته شدن تحریمها نیز باشیم که اگر ایران بخواهد در مسیر فوق (تلاش برای ساخت موشکهای بالستیک قارهپیما) حرکت کند باید چه کار کنیم. هنوز موانعی در مسیر تلاش ایران برای دستیابی به مواد و فناوریهای لازم برای این منظور وجود دارد.
"مایکل المن" هم در واکنش به سخنان "خلیلزاد"؛ گفت:توجه به هزینه های لازم برای برنامه موشکهای بالستیک قارهپیما نیز مهم است. هزینه لازم برای این منظور بسیار زیاد است. هزینه برنامه موشکهای بالستیک قارهپیما برای کشوری همانند ایالات متحده بسیار عظیم است چه برسد به کشوری همانند ایران. مساله مهم مطرح این است که آیا ایران واقعا علاقهمند است برای دستیابی به چنین توانایی سرمایه گذاری کند و این کار را برای رسیدن به اهداف راهبردی منطقهای اش لازم میداند یا خیر؟
"داوین پورت" در پاسخ اظهار داشت:زمان رفع تحریمها درباره موشکهای بالستیک، احتمالا مقارن با زمانی خواهد بود که تحریمهای تسلیحاتی ایران برداشته شود و این تقارن زمانی هم بسیار مهم است.
●دریاسالار "جان میلر"در ادامه این نشست پرسید: درباره جنگ شهرها (بمباران موشکی شهرهای ایران توسط رژیم بعثی صدام)،بحثهای زیادی مطرح شده است و اینکه این رویداد، انگیزه ای برای ایران بوده است تا به سمت ساخت موشکهای بالستیک برود. یکی از نگرانیهایی که من در زمان فرماندهی ناوگان پنجم نیروی دریایی امریکا داشتم این بود که اگر برد موشکهای ایران بهتر و کمی دقیق تر شود، محاسبات ایران چه تغییری خواهد داشت. اگر برد موشکهای ایران دقیقتر شود، بیتردید این کشور نگرانی نخواهد داشت که پایگاههای نظامی آمریکا را در منطقه هدف قرار بدهد درحالیکه شیعیان در اطراف این پایگاهها ساکن باشند. اگر توان موشکی ایران بهتر و دقیقتر شود، آیا ایران به چنین اقداماتی روی خواهد آورد و در مناطق شهری نیز به شلیک موشک مبادرت خواهد کرد؟
"بلال صائب" در پاسخ گفت: بی تردید، ایران به دنبال اهدافش خواهد بود اما درعین حال، نمیخواهد کاری انجام بدهد که تنشها افزایش یابد و با ایالات متحده درتقابل قرار بگیرد. انجام دادن کارهایی برای ایران که شما پرسیدید آنهم بدون آنکه ایالات متحده مداخله کند و واکنش نشان بدهد، بسیار دشوار است. ایالات متحده نیز در محاسباتش به منافع خودش نگاه میکند و اینکه ارزش مداخلهاش چیست و اینکه منافعش در چه وضعی قرار میگیرد و چه اولویتهایی را مدنظر دارد. این عناصر در محاسبات به صورت جدی مطرح است و هیچ ارتباطی با توان نظامی ندارد. لحاظ کردن این ملاحظات در محاسبات سیاسی بسیار دشوار است. باتوجه به اینکه اقدامات فوقالذکر ایران با خطر بسیار بالای تشدید درگیریها همراه است، ایران باید در روی آوردن به این اقدامات بسیار بسیار دقت کند.
"مایکل المن" هم گفت: اگر موشکهای ایران بهتر و دقت آنها بسیار بیشتر شود، گرایش ایران به سمت استفاده از این موشکها بیشتر خواهد شد. چنین موشکهایی سبب می شود ایران به انعطاف عملیاتی بسیار بیشتری برسد و این مسئله نگرانکننده است. دقیقا همین مساله است که مرا بیش از هر مسئله دیگری نگران میکند. این توانایی بهتر موشکی می تواند نگاه ایران را تغییر بدهد زیرا خطر هدف قرار گرفتن اهدافی ناخواسته یا اشتباه کاهش می یابد و درنتیجه در محاسبات سیاسی لحاظ میشود. احتمالا ایران به همین مسائل میاندیشد و یکی از علل حرکتش در مسیر ساخت موشکهایی با دقت بیشتر نیز دقیقا همین نکته است.
در این میان باید به نکته دیگری هم توجه داشت که درباره آن صحبت نکردیم و آن، وضع کویت است. از نظر جغرافیایی، کویت درمقایسه با دیگر کشورهای منطقه، بسیار به ایران نزدیکتر است و نه تنها درمقابل آتش موشکهای ایران آسیب پذیر است بلکه درمقابل موشکهای کوتاهبرد ایران نیز آسیب پذیر است. درنتیجه، الزامات مطرح در حوزه دفاعی برای کویت، با دیگر کشورهای منطقه ازقبیل عربستان سعودی بسیار متفاوت است. برای شلیک موشکی از ایران به خاک عربستان سعودی، به موشکی با برد بیش از سیصد کیلومتر نیاز است حال آنکه درباره کویت وضع متفاوت است. بنابراین،در نوع نگاه به کشورهای منطقه و اینکه چگونه از خودشان دفاع میکنند باید نگاههایی متفاوت داشت و بین آنها تمایز قائل شد.
●در ادامه این نشست یکی از کارشناسان شورای آتلانتیک که در جمع حاضران حضور داشت؛ پرسید: به نظرمیرسد هر تحول نظامی از یک مرحله علمی شروع میشود و در نهایت به یک سامانه موثر تسلیحاتی تبدیل میشود. وقتی ایران موشکی داشته باشد که بتواند با دقت، اهدافی را در کویت هدف قرار بدهد آنهم در فاصله پنجاه متری از هدف اصلی، طبیعی است که بتواند پیشرفت کند و موشکهایی کارامدتر بسازد. برای موشکهای ایران در منطقه اهدافی وسوسه انگیز وجود دارد از ریاض گرفته تا آنکارا و تل آویو. سوال مطرح این است که اسرائیل در محاسبات ایران درباره سامانه موشکی اش، چه جایگاهی دارد؟ سوال دیگر درباره تحرکات ایران در آبهای منطقه است. قایقهای موتوری ایران هر ازچندی، برای شناورهای آمریکایی در آبهای منطقه، دردسر ایجاد میکنند. آیا احتمال دارد توافقی در حوزه دریایی منعقد شود که مانع از بروز مشکل در این زمینه شود زیرا ممکن است حادثهای بروز کند؟
"خلیل زاد " در پاسخ گفت: به نظر من، مساله اسرائیل در محاسبات ایران در حوزه موشکی بسیار مدنظر است. از همین منظر ایران به مسائلی ازقبیل قدرت مانور و جابجایی سکوهای پرتاب موشک و مخفی سازی آنها نیز بسیار فکر میکند. درباره همکاری پدافند موشکی درباره کشورهای حوزه خلیج(فارس) نیز باید به نکتهای اشاره کنم و آن اینکه، فکر نمیکنم این هدف در بلندمدت، دور از دسترس باشد. ممکن است آمریکا و کشورهای عربی حوزه خلیج(فارس) و اسرائیل برای ایجاد چنین سامانه پدافند موشکی با یکدیگر همکاری کنند. گفته میشود کشورهای حوزه خلیج (فارس) دیگر به اسرائیل به چشم تهدید اصلی خود نگاه نمیکنند. اینکه نگاه این کشورها درباره خطر متوجهشان در منطقه تغییر کند مسئلهای بسیار مهم است. به هرحال، باید تاکید کنم موضوع اسرائیل در محاسبات و برنامه ریزیهای نظامی ایران عاملی بسیار مهم است که لحاظ میشود.
دریاسالار "میلر "نیز گفت: به نظر من، احتمال دستیابی به توافق دریایی با ایران بسیار ناچیز است. درست است که چنین توافق دریایی می تواند از بروز تنشهای دریایی یا کاستن از تنشهای دریایی موثر باشد اما چنین احتمالی در حال حاضر نامحتمل است. درباره رفتارهای شناورهای ایرانی در آبهای منطقه که باید آنها را حرکتهایی دلقک وار توصیف کرد نیز باید به نکاتی توجه داشت. تعداد این تحرکات ایران در یک سال گذشته افزایش یافته است اما خطر آنها بیشتر نشده است. نکته مهم این است که این تحرکات در چه سطحی رخ می دهد بطوریکه با یک قایق گشت زنی است یا در سطح یک مقر دوردست نظامی است یا اینکه در سطحی بالاتر است.
اگر به چندین رخداد اخیر نگاه کنیم متوجه می شویم که در همه این رویدادهای دریایی از رخدادهای واقع شده در تنگه هرمز گرفته تا مناطق شمالی خلیج عربی(فارس)، همواره شناورهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران دخیل بوده اند و به نظر من، همین مسئله نشان میدهد که این تنشها در سطح بالا است و به صورت بسیار تعمدی رخ داده است و هدف از آن تحریک طرف آمریکایی بوده است. این اقدامات تحریک آمیز تاحدی رسیده که به شلیک تیرهای هشدار منجر شدهاست. یکی از کارهایی که ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در آن مهارت زیادی دارد ارائه رهنمودها به فرماندهان دریایی است تا در این مواقع چه کار کنند. رویههایی برای اقدام وجود دارد. براساس این رویهها مشخص می شود که اقدام طرف مقابل،لزوما اقدامی خصمانه نیست و فقط اقدامی تحریک کننده است و برای جلوگیری از تشدید تنش باید چه کار کرد تا مانع از بروز عواقب راهبردی این رویدادها شد. اینکه چرا ایران این کارها را انجام می دهد کمی مرموز است! فکر می کنم ایران بازهم به این کارها ادامه خواهد داد.
"صائب " هم سخنان "میلر" را تایید کرد و گفت: هرگز نمیتوان نقش ایران را در محاسبات نظامی ایران از نظر دور داشت. همین مسئله درباره اسرائیل نیز مصداق است. برخی از اقدامات نظامی اسرائیل، منحصرا برای مقابله با ایران است. همین مسئله درباره اقدامات اسرائیل در مناطق مرزی لبنان علیه حزب الله مصداق دارد. ایران به خوبی میداند که روابط اسرائیل و ایالات متحده به چه صورت است اما درباره روابط ایالات متحده با کشورهای عربی حوزه خلیج(فارس) تردیدهایی وجود دارد. ایران به خوبی می داند که مسئله اسرائیل برای ایالات متحده، تقریبا خط قرمز است اما درباره کشورهای عربی منطقه مسئله متفاوت است. دقیقا به همین علت، ماجراجویی های ایران علیه اسرائیل کمتر است. درعین حال، ایران به خوبی میداند که ارتش اسرائیل چه توانمندیهایی دارد و توانمندیهای نظامی اسرائیل بسیار بیشتر از کشورهای حوزه خلیج (فارس) است. توان موشکی ایران درباره اسرائیل بیشتر مبتنی بر بازدارندگی و در حال تدافعی است حال آنکه این نگرش درباره کشورهای عربی حوزه خلیج(فارس) ضعیفتر است.
●یکی دیگر از حاضران در این جلسه در ادامه پرسید:برخی میگویند ایران دیگر به اسرائیل به چشم خطر علیه خود نگاه نمیکند اما به نظر من، همه تحولات موشکی ایران برای مقابله با اسرائیل است. اگر اسرائیل بتواند در آمریکا، بار دیگر رئیس جمهوری همانند جرج بوش پیدا کند که به شدت طرفدار اسرائیل بود و اجازه میداد اسرائیل هرکاری بخواهد انجام بدهد، شاید تل آویو بهانهای پیدا کند تا تاسیسات هستهای یا دیگر تاسیسات ایران را هدف قرار بدهد و در این صورت، ایران نیز با شلیک موشک واکنش نشان بدهد. اگر چنین حملهای رخ بدهد، عواقب آن در حوزه موشکی یا هستهای چه خواهد بود؟ اگر اسرائیل به دنبال بهانهای باشد و علیه ایران حملهای انجام بدهد، پاسخ ایران چه خواهد بود؟ اگر اسرائیل این کار را انجام بدهد، جامعه بین المللی به آن به چشم قلدر نگاه خواهد کرد. اگر آمریکا به این تقابل ایران و اسرائیل واکنش نشان بدهد و درگیر شود، جامعه بین المللی، امریکا را قدرت قلدر تلقی کرد و متعاقب آن نیز کشورهایی همانند چین و روسیه نیز وارد این تقابل خواهند شد.
"صائب "در پاسخ گفت: من نیز نگفتم که ایران، اسرائیل را تهدیدی برای خودش نمی داند. درواقع، اسرائیل در ردههای بالای تهدیدهایی قرار دارد که ایران برای خودش درنظر میگیرد. سخن من این بود که موضع ایران درخصوص اسرائیل، موضع بازدارندگی است. نوع مسلحسازی حزب الله که ایران درباره این گروه در پیش گرفتهاست یا نوع تقابلی که ایران با اسرائیل داشته، همواره با رویکرد تدافعی بوده است. در پاسخ به سوال مبنی بر سناریوی تقابل ایران و اسرائیل نیز باید بگویم که پاسخ ایران به شدت حمله بستگی خواهد داشت. بی تردید، ایران این اقدام اسرائیل را بدون پاسخ نخواهد گذاشت. درعین حال باید به توان اقدامات تلافی جویانه حزبالله نیز توجه داشت. حزبالله گروهی است که بازیگر غیر دولتی به شمار میرود اما توان نظامی آن اصلا بیاهمیت نیست. حزبالله از نظر نظامی توان بالایی دارد. البته ایران ترجیح می دهد از طریق لبنانیها با اسرائیل بجنگد و حتی همه لبنانیها در این مسیر وارد جنگ شوند و خود ایران به صورت مستقیم با اسرائیل سرشاخ نشود. این نظر من است اما ممکن است اشتباه کنم. ایران همواره در این خصوص حساس بوده است.
"مایکل المن" در ادامه افزود: اگر به سابقه برنامه موشکی ایران نگاه کنیم میبینیم که از سال هزار و نهصد و نود و پنج تا سال دو هزار و ده، این کشور تلاشهای زیادی صورت داد تا توان اقدام تلافی جویانهای بوجود بیاورد تاهرگاه لازم شد از خاک ایران بتواند اسرائیل را با موشکهایش هدف قرار بدهد. حداقل فاصله ایران تا اسرائیل یک هزار کیلومتر است . البته اگر قرار باشد این موشکهای ایران از مناطقی شلیک شود که محافظت بیشتری از آن میشود، فاصله بیشتر میشود و به یک هزار و سیصد کیلومتر میرسد. ایران در فاصله سالهای دو هزار تا دو هزار و هشت به شدت روی این مسئله متمرکز شدهبود. بنابراین میبینیم که ایران بی تردید به نوعی از بازدارندگی فکر کرده است. یک شکل دیگر از بازدارندگی ایران، مسلح کردن حزبالله با دهها هزار موشک و راکت است. موشک فتح 110 یکی از این تسلیحات است.
یکی از نگرانیهای مطرح برای اسرائیل این است که اگر ایران، سامانههای موشکی بسیار دقیقتر را به حزبالله بدهد، شاید این گروه بتواند حملاتی علیه اسرائیل انجام بدهد بدون آنکه نگران باشد اسرائیل اهدافی ازقبیل فرودگاههای نظامی حزبالله را در جنوب لبنان هدف قرار بدهد. حزبالله با این موشکهای دقیقتر می تواند برای عملیات هوایی اسرائیل به گونه ای بهتر، مشکل آفرینی کند. در نوع نگاه به صادرات ایران به حزبالله باید با دقت بیشتری به این مسائل نگاه کنیم.
●درادامه این نشست یکی از حاضران پرسید: نگرش عمومی این است که پس از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، برنامه موشکی ایران دیگر مهم نیست. اما در این نشست گفته شد که برنامه موشکی ایران ممکن است مهم باشد. با این اوصاف، چرا گفته نمیشود که پس از برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) باید تلاشهای منسجم دیپلماتیک صورت پذیرد تا توانمندی موشکی ایران به عقب رانده شود و محدودیتهایی در این خصوص اعمال شود. برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) بجای آنکه به موضوع موشکی ایران رسیدگی کند به صورتی است که پس از هشت سال، در این حوزهها، محدودیتها کمتر میشود. اگر تا هشت سال دیگر این تحریمها برداشته شود، وضعیت به چه صورت خواهد شد؟ چه تحرکات گسترده دیپلماتیک باید صورت پذیرد تا برنامه موشکی ایران به عقب رانده و محدود شود؟ اگر کشورهای اروپایی حاضر نباشند با ایالات متحده در این مسیر همراهی کنند، آیا نباید خود آمریکا به حمله ای پرهزینه مبادرت کند؟
"مایکل المن" در پاسخ گفت: سوال خوبی مطرح شد. اینکه موضوع موشکی ایران در برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) دلیل داشت. موضوع هستهای به اندازه کافی مشکل بود چه برسد به اینکه موضوع دیگری هم به آن اضافه شود. تا وقتیکه موشکهای ایران به تسلیحات هستهای مجهز نشوند، خطر موجودیتی آن برای منطقه کاهش می یابد. مجهز شدن موشکها به جنگ افزارهای هستهای سبب خطرناک شدن جدی آنها می شود. اینکه موضوع موشکی ایران در برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) گنجانده نشد، مرا خوشحال نمیکند و من نمیخواهم برداشت اشتباه بوجود بیاید. از نظر دیپلماتیک، بزرگترین چالشی که مطرح است نوع نگاه ایران به برنامه موشکیاش است. برنامه موشکی در دی ان ای (ذات) ایران است به این معنا که یکی از سه ستون اصلی راهبرد دفاعی ایران است. مقامات ایرانی که دوران جنگ شهرها را تجربه کردهاند میدانند موشک چه جایگاهی دارد. بنابراین، تعجبی ندارد که ایران با هیاهو ، موشکهای خود را به نمایش می گذارد و به آزمایش موشکی می پردازد و رزمایش نظامی برگزار میکند تا پیامی درباره توان بازدارندگی خودش منتقل کند.
پس فعلا برنامه موشکی برای ایران بسیار مهم است. سوالی که در بازه زمانی بلندمدت تر مطرح است این است که اگر ایران بتواند هواپیماهای جدید و تسلیحات جدید از چین و روسیه وارد کند، آیا اولویتی که در حال حاضر ایران برای موشکهایش قائل است، کاهش می یابد یا خیر؟ به نظرمن، تا وقتی فرماندهان کنونی ایران در مسند قدرت باشند، پاسخ این سوال منفی است زیرا آنها این باور را دارند که موشک برای توان دفاعی ایران اهمیت حیاتی دارد. اما ممکن است در بلند مدت، مقامات ایران به این جمعبندی برسند که منابع مالی خود را برای مقاصد دیگری صرف کنند. البته این مسئله نیز به نوع روابط ایران با رقبای منطقهای اش و مناسبات با آمریکا در منطقه بستگی خواهد داشت. به هرحال، خوب خواهد شد اگر راه حلی دیپلماتیک برای مسئله موشکی ایران نیز پیدا شود و نوعی توافق در منطقه ایجاد شود که براساس آن، موشکهایی با برد بیش از دو هزار و پانصد کیلومتر یا سه هزار کیلومتر ساخته شود یا سازوکاری برای پایش این تحولات ایجاد شود و اقداماتی برای اعتمادسازی صورت پذیرد. باید منتظر ماند و دید که آیا کشورهای منطقه نیز به این پیشنهادها علاقه ای دارند یا خیر. به هرحال، شاید بتوان با تاکتیک تفرقه بینداز و حکومت کن در میان ایرانی ها، قابلیت های آتی ایران را در زمینه موشکی کاهش داد.
"داوین پورت" در ادامه این نشست گفت: بنده نیز موافق هستم که خارج نگاه داشتن موضوع موشکی ایران در مذاکرات مربوط به برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) اقدامی عاقلانه بود. چندین علت هم برای این مسئله مطرح است. ایران خواهان آن بود که ممنوعیت ازمایش موشکها و تحریم ها موشکی ایران بلافاصله برداشته شود. اما این مسئله در مذاکرات گنجانده نشد و میتوان از آن به عنوان ابزاری برای مذاکرات آتی استفاده کرد. گزینههای مختلفی هم برای رویکرد دیپلماتیک درباره برنامه موشکی ایران مطرح است. برخی می گویند نوعی بده بستان درباره محدودیتهای برنامه موشکی ایران درمقابل دسترسی به دلار برای ایران ایجاد شود. البته خود من تردید دارم که این گزینه خوب باشد زیرا این شیوه میتواند ایران را در مسیری حرکت کند که برای دورزدن تحریمهای دیگر از همین شیوه بده بستان استفاده کند.
در این میان باید توجه داشت که ایران حاضر نیست هیچ محدودیتی درباره برنامه موشکهای بالستیک این کشور ایجاد شود وقتی هیچ کشور دیگری در منطقه مشمول این محدودیتها نباشد حتی اگر توانمندی های این حوزه را دارا نباشند. به هرحال میتوان به سازوکارهایی ازقبیل اعلام برنامه آزمایشهای موشکی فکر کرد یعنی از نوع کارهایی که درباره پاکستان و هند اجرا شده است. یا اینکه محدودیتهایی درباره برد موشکهای آزمایش شونده اعلام و اعمال کرد. یا اینکه به دنبال اجرای طرحهایی درحوزه موشکی بود که این طرح بخشی از طرح کلی برای عاری سازی منطقه خاورمیانه(غرب آسیا) از تسلیحات کشتار جمعی باشد. شاید این طرح خیلی دور از ذهن باشد اما به هرحال، به صورت یک گزینه مطرح است و باید مدنظر داشت. رئیس جمهور آتی آمریکا باید به این گزینه ها فکر کند.
"خلیل زاد" هم اظهار داشت: من در مذاکرات مربوط به مسئله هستهای ایران مشارکت نداشته ام و نمیدانم که آیا درباره مسئله موشکی ایران می توانستیم کاری انجام بدهیم یا خیر. باید توجه داشت که ایران در زمینه موشکی نیز تحت فشار بود و ایران همانطور که در حوزه هستهای، قطعنامهها را نقض کرده بود در حوزه موشکی نیز از قطعنامهها عدول کرده بود. ایران قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد را در دو حوزه فوق نقض کرده بود. قطعنامهها، اسنادی قانونی هستند. ممکن است کسی دوست نداشته باشد مشمول تحریمها قرار بگیرد اما باید از قوانین تحریمها تبعیت کند. همانطور که ایران از تحریمهای هستهای خوشش نمی آمد از تحریمهای موشکی نیز خوشش نمیآید. ایران همانطور که فکر میکرد حق دارد غنی سازی اورانیوم انجام بدهد فکر میکند حق دارد به برنامه موشکیاش مشغول باشد اما در هر دو مورد دیدیم که تحریمهایی علیه ایران اعمال شد.
به هرحال، نمیخواهم فعلا به این موضوع ورود پیدا کنم. سوال مطرح این است که چگونه می توان در عرصه دیپلماسی از این موضوع به صورت اهرمی استفاده کرد همانطور که در قضیه سوریه نیز کوشیدهایم از توافق هستهای به صورت اهرمی برای حل مسئله استفاده کنیم. اگر چنین اهرمهایی وجود نداشته باشد نمیتوان به نتیجه رسید. سوال مطرح این است که آیا میتوان در حوزه موشکی نیز همانند حوزه هستهای بر ایران فشار وارد کرد البته بدون آنکه توافق هسته ای تضعیف شود؟ یکی از محدودیتهای دولت آمریکا نیز دقیقا همین است. دولت کنونی آمریکا نگران است که اگر در حوزه موشکی بیش از اندازه اقدام کند و بخواهد تحریمهایی به علت برنامه موشکی علیه ایران اعمال کند، توافق هستهای تضعیف شود و حتی ممکن است عزم بین المللی هم برای اعمال تحریمهای موشکی علیه ایران وجود نداشته باشد.
یکی از مواردی که میتوان به آن توجه کرد فروش هواپیما به ایران است. میتوان به ایران هواپیما فروخت اما در عین حال اعلام کرد فروش هواپیما به این کشور مشروط به این است که محدودیتهایی در برنامه موشکیاش اعمال کند. درباره توافق منطقه ای در حوزه موشکی نیز مطالبی مطرح می شود اما بنده چندان خوشبین نیستم که بتوان به چنین توافقی دست یافت زیرا منطقه در سمت وسویی متفاوت از روند مذکور حرکت می کند. می توان از رویکرد ریسک و پاداش استفاده کرد به این معنا که گفت اگر کاری درست انجام شود با پاداش همراه خواهد بود و درنقطه مقابل آن نیز اگر کاری اشتباه انجام شود، با مخاطراتی مواجه خواهند شد. اما در مجموع باید بگویم که در این زمینه، چندان خوشبین نیستم.
●دریاسالار "میلر" در ادامه گفت: وقتی ایران دو آزمایش موشکی اخیر خودش را انجام داد، چندین کشور با هم بیانیهای مشترک و شدیداللحن منتشر کردند و اعلام کردند که این آزمایشهای موشکی ایران با قعطنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد سازگار نبوده و ناقض این قطعنامه نبوده است و درخواست شد که سازمان ملل متحد در این خصوص گزارشی منتشر شود. درنهایت هم دیدیم که سازمان ملل متحد گزارشی منتشر کرد و در این گزارش گفت که این آزمایشهای موشکی ایران، رویدادی ناخوشایند بوده است. این واکنش بسیار شدید بود (باکنایه و تمسخر)!
"خلیلزاد" نیز با تمسخر گفت:« این واکنش بسیار شدید بود!
"میلر"در ادامه گفت:وقتی چنین واکنش شدیدی (با تمسخر) به این اقدامات ایران صورت میپذیرد، نمیتوان انتظار دیگری داشت.
"خلیلزاد"نیز با تمسخر گفت:« نمیتوانستیم واکنش شدیدتری نشان بدهیم!
منبع:فرارو



